خونخواهی امام شهید؛ تهدید رسانهای یا فرصت گفتمانی؟

خونخواهی، رسانه و طرح یک پرسش کلیدی
با شهادت عاشورایی رهبر انقلاب، موضوع خونخواهی آن امام شهید به یکی از مهمترین دغدغههای بخش مهمی از جامعه ایرانی، جهان اسلام و چه بسا آزادیخواهان عالم تبدیل شد. مسلماً این دغدغه، صرفاً یک احساس زودگذر یا واکنشی هیجانی نسبت به شهادت رهبر جانفدای انقلاب نیست؛ بلکه ریشه در یک مطالبه عمیق تاریخی و اعتقادی دارد که با هویت جمعی بسیاری از مسلمانان و آزادگان جهان گره خورده است.
در جهان کنونی که چه بخواهیم و چه نخواهیم، رسانه به آنچنان پدیده مهمی تبدیل شده که کمتر میتوان بعدی از ابعاد زندگی انسان را یافت که آغشته به پدیده رسانه نشده باشد، مسلماً پیگیری پروژه خونخواهی آن قائد شهید نیز دارای وجه رسانهای است و باید راهبردهای مشخصی در این حوزه اتخاذ شود.
این در حالی است که به نظر میرسد عدهای با انگیزههای مختلف، که بهترینش دغدغه صیانت از تصویر ایران در نگاه مخاطبان بینالملل است، چندان مایل به طرح این موضوع در سطح گسترده نیستند و آن را نوعی بهانه دادن به دست دشمن برای ارائه تصویری خشن و جنگطلبانه از انقلاب اسلامی و ایرانیان میدانند. حال و با توجه به آنچه گفته شد، سوال کلیدی این است: آیا به راستی پیگیری موضوع خونخواهی امام شهید باعث مخدوش شدن تصویر ایرانیان نزد مخاطبان جهانی میشود؟
نگاهی واقعبینانه به آرایش رسانهای موجود
مسلماً شرط لازم پاسخ دادن منطقی به سوال فوق، دوری از هر نوع نگاه فانتزی و دور از واقعیت نسبت به صحنه فعالیتهای رسانهای، له یا علیه، ایران اسلامی است. در همین جهت، بسیار روشن است که آرایش رسانهای موجود در افق بینالملل، به خصوص با عنایت به زیرساختهای اقتصاد سیاسی رسانه، به نحوی است که سیاست رسانهای ایشان را به استفاده حداکثری از هر بهانهای برای تخریب تصویر انقلاب اسلامی سوق میدهد.
پس مسلم است که پیگیری تخریب وجهه پروژه خونخواهی امام شهید نیز در صدر سیاستهای رسانهای مذکور بوده و در ادامه نیز خواهد بود و جبهه رسانهای مقابل، تلاش میکند از هر ابزاری برای پیشبرد این سیاست خود استفاده کند. اما آیا این واقعبینی سرد و نسبتاً تلخ، به معنای تجویز صرفنظر کردن از پیش بردن موضوع خونخواهی در میدانهای گوناگون از جمله عرصه رسانه است؟ قطعاً خیر!
سه ضلعی رسانه، افکار عمومی و زمینه اجتماعی
رسانه، افکار عمومی و شاید عمیقتر از این هر دو، روح و جان مخاطبان، اضلاع سه گانه مثلثی هستند که برای تدبیر درباره این موضوع خطیر، در نسبت با یکدیگر سنجیده شوند. همانطور که اشاره شد، تردیدی نیست که دشمن، بدلهای رسانهای فراوانی برای طرح موضوع خونخواهی در ساحت رسانه در نظر گرفته و کمابیش نیز در حال اجرای آن است؛
اما از طرف مقابل، آیا طرح مقوله خونخواهی به جای یک نقطه نگرانی و تهدید، از قضا میتواند خودش به عامل جذابیت انقلاب اسلامی و سرفرازی ایرانیان نزد مخاطبان گسترده جهانی تبدیل شود؟ در پاسخ باید گفت بله، چنین ظرفیتی وجود دارد و شاید بتوان راز آن را در عطش مخاطبان به نوعی از جذابیت رسانه ای دانست که ریشه در نقاط قوت انسانی دارد نه نقاط ضعف او!
ظرفیت جذابیتآفرین خونخواهی: از تهدید تا فرصت
در توضیح نکته فوق باید گفت که جذابیت پیام انقلاب اسلامی در موضوع خونخواهی رهبر شهید، ریشه در گرایشی عمیق در دل و جان انسان دارد و این مولفه میتواند برگ برنده پیام در میانه نزاعهای رسانهای باشد. به تعبیر دیگر، در شرایطی که بخش عمده جذابیت در رسانه مدرن، بر نقاط ضعف انسانی مانند شهوت، خشم، ترس و مواردی از این قبیل تکیه دارد، ابتنای خونخواهی امام شهید بر اصل عدم انظلام،حقطلبی و عدالتخواهی شرایط زمینهای لازم برای جذاب بودن سخن انقلاب اسلامی در این عرصه را فراهم میآورد و در شرایطی که آرایش سیاسی رسانهای دشمن در صدد خفه کردن این صداست، میتواند ندای حقخواهی ملت ایران را بیش از قبل در صحنه بینالملل طنینانداز کند.
به عبارت دیگر، مخاطبان رسانه مدرن، در دورانی که دائماً با آن دسته از جذابیتهای رسانهای مواجه بودهاند که بر نقاط ضعف او دست میگذاشتهاند، این بار در مواجهه ای متفاوت، نسبت به ملتی که خود را از قید و بند محافظهکاریهای دنیاطلبانه برآمده از سرمایهداری مدرن رهانده و با صراحت و جسارت، از حق واضح خود نسبت به خونخواهی رهبر شهیدش سخن میگوید، با دیده تحسین خواهند نگریست
و گوش به سخن او خواهند سپرد. این تفاوت، خود به خود یک مزیت رقابتی برای پیام انقلاب اسلامی ایجاد میکند. در فضایی که اکثر پیامها در حال رقابت بر سر تحریک نقاط ضعف انسانی هستند، پیامی که بر نقطه قوت فطری انسان – یعنی میل به عدالت و کرامت – تکیه میکند، به طور طبیعی متمایز میشود و توجه را به خود جلب میکند.
خونخواهی امام شهید، وقتی در چارچوب گفتمان حقخواهی و عدم انظلام فهم شود، دقیقاً همین کار را میکند: در برابر رسانهای که انسان را به تماشاگر منفعل و مصرفکننده بیاراده بدل کرده، تصویری از انسان مسئول، باغیرت و حقخواه ارائه میدهد که حاضر است برای حق خود بایستد و آن را با صراحت مطالبه کند.
سخن آخر
بنابراین، مسئله اصلی نه عقبنشینی از خونخواهی، بلکه تدبیر هوشمندانه در نحوه طرح و پیگیری آن است. خونخواهی امام شهید، اگر با تکیه بر گفتمان حقخواهی و عدم انظلام و با بهرهگیری از ظرفیتهای رسانهای نوین طرح شود، نه تنها تصویر ایران را مخدوش نمیکند، بلکه میتواند به عنوان یک عامل جذابیت و سرفرازی، ندای حقخواهی ملت ایران را در افق بینالملل طنیناندازتر از پیش کند. راهبرد پیشنهادی، اتخاذ رویکردی فعال، مبتکرانه و مبتنی بر فهم دقیق از اقتصاد سیاسی رسانه جهانی است؛ رویکردی که تهدیدها را به فرصت و بهانههای دشمن را به بسترهای جذابیت تبدیل کند.

